دلنوشته های یک طلبه

  • خانه

پرچم سرخ خونخواهی

16 تیر 1405 توسط فاطمه نورمحمدی
پرچم سرخ خونخواهی

خیابان‌ها امروز بوی بغض و عشق می‌دهند… 💔 هر گوشه شهر، هر چهره‌ای که می‌بینم، انگار دارد با تمام وجودش می‌گوید: «ای جانِ ما، زود رفتی». تماشای آماده‌سازی‌های این مراسم باشکوه، هم دل را می‌لرزاند و هم سربلند می‌کند. این یک خداحافظی ساده نیست؛ این آغاز سفری است که ما را تا ابد با تو پیوند می‌زند.
در هر قطره اشکی که می‌ریزد،با پرچم سرخ خونخواهی، عهدی تازه می‌بندیم که راهت را ادامه دهیم. زینبی وار انتقام خواهیم گرفت. #آقای_شهید_ایران #باید_برخاست

 نظر دهید »

حسین جان من است.

04 تیر 1405 توسط فاطمه نورمحمدی
حسین جان من است.

در حسرت این روز غم‌انگیز، خورشید در آسمان غم و اندوه خاموش شده و قلب‌ها در عزای شهدای کربلا می‌تپد. روزی که زمین شاهد خونین‌ترین و زیباترین حماسه تاریخ شد. در این روز، یاران وفادار امام حسین (ع) با جان و دل به میدان رفتند، تا حقیقت را با خون خود امضا کنند.

یادگار حماسه آزادی و حریت، یادتان همیشه در دل‌های ما زنده است. بغض گلویم را می‌فشارد و اشک‌هایم بر گونه‌هایم می‌ریزد. چرا که در سایه این روز، وفاداری، صداقت و آزادگی برای همیشه در خاطرات ما برجسته می‌شود.

امام حسین (ع) و یارانش، با شجاعت مثال‌زدنی در برابر ظلم ایستادند، و یادشان در تاریخ به عنوان نمونه‌ای از ایستادگی و فداکاری جاودانه خواهد ماند.

بیایید در این روز، یاد و خاطره آن بزرگ‌مردان را گرامی بداریم و با خود عهد کنیم که راهشان را ادامه دهیم، تا همیشه پای‌هایی در مسیر حقیقت و آزادگی بایستند.

 نظر دهید »

حرارت آهن وآتش را به حرمله بچشان

27 خرداد 1405 توسط فاطمه نورمحمدی

منهال بن عمرو می گوید: پس از زیارت خانه ی خدا به مدینه برگشتم ودر مدینه محضر امام زین العابدین علیه السلام رسیدم امام فرمود: منهال حرمله در چه حال است؟ عرض کردم وقتی از کوفه بیرون آمدم زنده بود، در این وقت امام دستهایش را به طرف آسمان بلند کرد ودر حق او نفرین کردوسه مرتبه فرمود:《 اَللّهمَ اَذِقهُ حَرَّ الحَدید》خدایا حرارت آهن را به حرمله بچشان. منهال میگوید: از مدینه برگشتم به کوفه دیدم مختار قیام کرده است .چند روزی در خانه بودم تا رفت وآمد دوستان تمام شد ، سپس سوار بر مرکبی شده به دیدار مختار رفتم ، وقتی در بیرون منزل با مختار دیدار کردم ؛ گفت: ای منهال چرا زیر پرچم حکومت ما نمی آیی وباما همکاری نمی کنی؟ گفتم: مکه رفتم واینک در خدمت شما هستم. سپس با افتخار در حال حرکت بودم و مشغول صحبت با مختار ؛ تا وارد کناسه کوفه شد، آنجا چند لحظه ای ایستاد گویی منتظر چیزی بود مختار از مخفیگاه حرمله باخبر شده بود چند نفری را برای دستگیری او فرستاده بود. چیزی نگذشته بود گروهی باشتاب آمدند وگفتند : امیر مژده باد؛ حرمله دستگیر شد ‌اندکی گذشته بود حرمله را آوردند مختار به او گفت: خدارا شکر که مرا بر تو مسلط فرمود ، آنگاه فرمود: 《 الجَزّار، الجَزّار》شترکش ، شترکُش وقتی کارد شترکُش را آوردند دستور داد دستان حرمله را ببُرند وفتی دستهای اورا بریدند فرمود : پاها را نیز ببرند. پاها که بریده شد فریاد زد : 《 النّار، النّار》 آتش، آتش بیاورید . مقداری نی آوردند وحرمله را در میان آن گذاشتند وآتش زدند . از تعجب گفتم : سبحان الله مختار گفت: سبحان الله گفتن خوب است ولی تو برای چه تسبیح میگویی. ماجرای نزد امام رفتن را به او گفتم واینکه امام سه مرتبه گفت: خدایا حرارت آهن وآتش رابه حرمله بِچشان ، مختار وقتی این راشنید از مرکب پیاده شد ودورکعت نماز خواند وبه سجده ی طولانی رفت. بحارالانوار ، جلد ۴۵، ص۳۳۲

 نظر دهید »

نگاه مکعبی چیست؟

15 خرداد 1405 توسط فاطمه نورمحمدی
نگاه مکعبی چیست؟

نگاه مکعبی، یا شش جهتی یک اصطلاحه، یعنی آدم هر عمای انجام بده ، از چند جهت بهش نگاه کنه…
✳ما آدم ها معمولااز همون یک جهتی که اول به ذهنمون میاد کاری رو انجام میدیم یا نمیدیم ، ولی در نگاه مکعبی، از چند زاویه دیگه هم به قضیه نگاه میکنیم.
م
_ مثلا دوست دارم فلان چیز رو به دوستم بگم نگاه مکعبی میگه:
اثراتش رو هم بررسی کن ، اگه بگی اثراتش چیه شاد میکنه یا ناراحت؟
عواقبش چیه؟
_ یا مثلا رفتار یکی ناراحتم میکنه، تو ذهنم اول میگم: قطع رابطه یا برخورد باهاش🤔
✳نگاه مکعبی میگه: عجله نکن، شاید فلان مشکل رو داشته که با تو بد برخورد کرده ، شاید حواسش نبوده ، شاید فشار کارش
زیاده به هم ریخته…
✅نگاه مکعبی نیاز به 《 مکث》 قبل از 《 عمل》 داره…
سخته ولی نهایتا کارمون توشبانه روز پخته تر میشه ، احتمال اشتباه میاد پایین وموفق تر میشیم!

 نظر دهید »

در سایه ی غدیر، وقتی حقیقت مهر آسمان شد.

14 خرداد 1405 توسط فاطمه نورمحمدی
در سایه ی غدیر، وقتی حقیقت مهر آسمان شد.

گاهی تاریخ، فقط مجموعه ای از وقایع نیست،گاهی تاریخ یک لحظه است؛ که تمام مسیر زندگی انسان را تغییر میدهدلحظه ای که در گرمای سوزان صحرای غدیر ، در میان انبوه جمعیت، کلامی برآمد که لرزه براندام انداخت وآرامشی ابدی بر قلب های مومنان  نشاند.

غدیر…

غدیر فقط یک واقعه ی تاریخی در مسیر حج نیست ؛ 

بلکه نقطه ی تلاقی 《 امر الهی》 و 《 انتخاب انسانی》است، جای که آسمان برروی زمین مهر تایید زد وگفت: این راهِ درست ، این است مایه ی نجات

وقتی از علی (ع) حرف میزنیم فقط از یک مقتدر شجاعِ بی باک حرف نمی زنیم بلکه از 《 نقطه ی عطف حقیقت》 حرف میزنیم ، از کسی که وقتی دستش در غدیر بالا برده شد انگار تمام معنای عدالت در کف دستان او خلاصه شد او همان کسی است که معنای《 حق》 را در کلامش؛  《 عدل》 رادر رفتارش و 《 خداشناسی》 را در نگاهش دمید.

ای علی تو همان نوری هستی که در تاریکی هایِ شک وتردید راه بازگشت به خانه 《 خدا》 رابه ما نشان میدهی، غدیر تکرار بی پایان یک حقیقت است . وآن حقیقت تویی …

خوشا به حال آنکه در مسیر غدیر گم نشده است…

برای شما معنای حقیقی ولایت در زندگی روز مره چیست ؟

 نظر دهید »
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

دلنوشته های یک طلبه

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • دلدادگی
  • روان شناختی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس